Antidote's Blog

این یک وبلاگ جمعی است Antidote for Irony : A tour of truth

در نقد یک نقد

چند وقت پیش بعضی سایتها نتایج یک نظرسنجی موسوم به پیپا را منتشر گردند که بر مبنای این نظرسنجی دولت دهم بطور اخص و جمهوری اسلامی بطور اعم از اقبال عمومی نسبتا محکمی در داخل کشور برخوردارند . فارق از تحلیل این آمار و اعتبار سنجی این نتایج ، آن چیزی که برای من جالب بود عکس العمل برخی از مخالفین به این نتایج و رد احساسی با رنگ و لعاب علمی آن بود .
از جمله این نقدها ، نقدی هست که در رادیو زمانه توسط شخصی بنام مجید محمدی است که سعی کرده با ژستی علمی اصرار بر رد اعتبار این نظر سنجی داشته باشد . آن چیزی که بنظر من بیش از هر چیز در این متن به چشم میخورد شعار و جملات احساسی و ادعایی است که مطلقا با روح نقد علمی تنافر دارد . نویسنده این مطلب سعی کرده در دو بعد بیرونی و درونی این نتایج را به چالش بکشد اما انچه بیش از هرچیز به ذهن متبادر میشود این است که کاش حداقل آقای محمدی یکبار متن اصلی نتایج این نظر سنجی توسط موسسه WORLDOPPINION را با حوصله میخواند تا دچار چنین خطاهای فاحشی نشود . چند نمونه از این خروار را بررسی میکنم :

ابراد اشکال در مورد پاسخ دهندگان : نویسنده مطلب رادیو زمانه مدعی است که در METHODOLOGY این نظر سنجی مشخص نگردیده است که تماس ها از داخل یا خارج از کشور بوده است حال اینکه در متن اصلی گزارش دقیقا تصریح شده (صفحه 1 خطوط 26-27) :
survey was executed by means of computer-assisted-telephone interviewing by a professional research agency outside Iran
احتمالا عجله آقای محمدی برای آماده کردن مقاله باعث شده ایشان حتی فرصت درست خواندن مطلب را هم نداشته باشد .
مطلب نویس رادیو زمانه در جای دیگری نیز اصولا اعتبار آمارگیری تلفنی را زیر سوال میبرد حال اینکه اگر درست گزارش این موسسه را میخواند متوجه میشد که این موسسه با درنظر گرفتن فاکتورهای احتمالی خطا ، از قبل تاثیر پذیری آنها را در اعتبار نتایج نهایی بررسی و رد کرده است . (صفحه اول – خطوط 30 تا 33 ):
In the past, when we have examined clearly documented studies of the Iranian public, such as those by Terror-Free-Tomorrow and WorldPublicOpinion.org, we have found that telephone methods and face-to-face methods
have produced very similar findings with comparable questions

• ایراد اشکال در مورد معتبر بودن جامعه آماری : مشخص نیست که چگونه رادیو زمانه مدعی شده است که تنها نیمی از خطوط تلفنی کشور خطوط ثابت است حال اینکه طبق آمار رسمی ، ضریب نفوذ تلفن ثابت در ایران 80 درصد است . پیپا به آمار رسمی اکتفا نکرده و به یکی از آمارگیری های خود در ماه های ژانویه و فوریه نیز اشاره نموده که بر طبق آن 84 درصد ایرانیان در منزل خود به یک تلفن ثابت دسترسی دارند (صفحه 2 – خطوط 5-8 )
ستون نویس رادیو زمانه همچنین با ژستی حق به جانب جامعه آماری 1003 نفری این نظر سنجی را کوچک میشمارد و جالب اینکه در اثبات نظر خود نمونه های عمدتا بیش از 1500 نفری تا 15000 نفری در وزارت ارشاد را ذکر میکند . فارق از اینکه این اشاره به هیچ نمونه ای مستند نیست ذکر این نکته کافیست که یک محاسبه کاملا ساده آماری توسط این مطلب نویس کافی بود تا جامعه آماری 1065 نفری را برای جمعیت 70 میلیونی ایران با ضریب اطمینان 95 درصد تعیین کند و از آبروریزی بیشتر مطلب نویس رادیو زمانه جلوگیری کند . ظاهرا کارشناس محترم رادیو زمانه اعقاد دارند هرچقدر جامعه آماری گنده تر!!! باشد نتایج نظر سنجی درست تر و معتبر تر است .
آقای محمدی جای دیگر از انبان اطلاعات خود این مسئله را بیرون میکشد که اصولا اعتبار علمی یک نظر سنجی با مخفی کردن اعضای تیم انجام دهنده آن مخدوش است . تعجب اینکه در حالیکه ایشان هنوز تفاوت تیم جمع آورنده اطلاعات و تیم تحلیلگر آنها را درک نمیکنند چگونه با چنین اعتماد به نفسی در مورد آمار اظهار نظر میکنند .

ایرادهای ماهوی به نظر سنجی : رادیو زمانه مدعی است علاوه بر سیاست خارجی ده ها سوال در مورد سیاست خارجی وجود دارد و در بخش دیگری هم ادعا شده متن دقیق پرسشها از مصاحبه شونده منتشر نشده تا بتوان در مورد انها داوری کرد. اولین سوالی که برای من ایجاد شده این بود که اگر سوالها بقول آقای محمدی روشن نیست پس چگونه ایشان مدعی ده ها سوال است .
البته یک مرور کلی هم کافیست که مشخص کند طبق گزارش نتایج این نظر سنجی تنها 9 سوال با ذکر دقیق سوالها پرسیده شده که 3 مورد به سیاست خارجی و 6 مورد به سیاست داخلی مربوط است . کاش حداقل رادیو زمانه ای ها یک بار کامل این متن را میخواندند بعد تحلیل به اصطلاح علمی میکردند .

رادیو زمانه ادعاهای دیگری را هم مطرح کرده تا به خواننده خود زورکی بفماند که درست میگوید . مثلا در بخش دیگری آورده : اگر از روستاییِ چهارمحال و بختیاری در مورد آزادی‌های مدنی و بهبود آ‌‌ن‌ها سؤال شده باشد، معلوم نیست او تصور روشنی از این مفهوم داشته باشد. ظاهرا از دید آقایان هرکس بر خلاف نظر آنها فکر کند اصولا مشخص نیست چیزی حالیش باشد و اصولا هرکس مثل آنها فکر نمیکند دید روشنی ندارد و از همین رو پرسیدن نظر آنها در هر نظر سنجی نتایج آنرا مخدوش میکند .

جان کلام اینکه رادیو زمانه سعی کرده در ژستی علمی در مطلبی احساسی یک تحلیل آماری را زیر سوال برد . جدای از جملات شعارگونه که در این باصطلاح نقد موج میزند نویسنده هیچ جا نتوانسته بصورتی مستند و علمی متودولوژی و نتایج را زیر سوال برد و تنها با ادعاهایی که هیچ منبع و مستندی ندارد لعابی حق به جانب به متن خود زده است . آقای محمدی که مطلقا در ارائه مثال نقض برای نتایج این نظر سنجی ناکام مانده تنها توانسته سوالاتی را در مورد این نتایج مطرح کند که اگرچه به عمده آنها در خود نتایج نهایی از قبل پاسخ داده شده است . بهتر بود رادیو زمانه ای ها به همان پروپاگاندای خود بپردازند و از پا کردن در کفش تقد علمی صرف نظر کنند تا حداقل خود را مضحکه نکنند .

چند سوال از سبزها

آیا سبزها تا حالا از خودشون پرسیدن :

1- موسوی که توی خونه اش میشینه بیانیه میده که مردم بریزن تو خیابون و کتک بخورن اگر مرد بود چرا با دو تا شعار مخالفاش سوار پاترول شد و فرار کرد ؟ ( لینک فیلم فرارش روی اینترنت پره ) رهبری که خودش از همه ترسو تره آیا واقعا یک رهبر واقعیه ؟
2- تصاویر راهپیمایی قدس در لرستان را دیدید ؟ چرا لرها به حمایت از داماد سبزشون  نپرداختند ؟

3- یکی از ادعاهای موسوی در مناظره ها شعارها و سخنان احمدی نژاد و دشمن تراشی های او بود . آیا  شعارهاي مرگ بر روسيه و مرگ بر چين سبزها در تناقض كامل با این ادعا  كه رهبران اين اقايان ازش دم  مي زنند نیست؟ آیا حداقل غیر از اینه که روسیه و چین ما رو به حمله نظامی تهدید نمیکنند ؟   در اينكه روسيه و چين و تمام بيگانگان(البته به جز بي بي سي ) دلشان به حال ما  نميسوزد  شكي نيست . اما نتيجه اي كه ميشه گرفت اينه كه اين اقايان كاري ندارند كه حقيقت يك موضوع درست است يا غلط بلكه با اين كار دارند كه ببينند اين موضوع را احمدي نژاد گفته يا نه اگه احمدي نژاد گفته درسته نتيجه مي گيرند غلطه اگه گفته اشتباهه نتيجه مي گيرند درسته . شرط می بندم اگر يك روز احمدي موفق به ايجاد رابطه عادلانه با امريكا بشه هم همين ها دشمن دو اتيشه امريكا مي شوند ميگي نه نگاه كن.

من برگشتم

بعد از شلوغی های انتخابات توی دو سه ماه گذشته و اتفاقات دردآوری که رخ افتاد تصمیم گرفتم تا مدتی پستی در این وبلاگ نذارم .

در این اتفاقات ،  حق و نا حق بقدری در هم آمیخته شده بود که واقعا نمیشد روی هر مطلبی قضاوت کرد و اگرچه خط فکری خودم رو از دست ندادم اما ترجیح دادم یه مدت سکوت کنم و فقط نظاره گر باشم  .

اما حالا بعد از همه این مسائل برگشتم . حالا دیگه تقریبا در مورد بعضی چیزا به یقین رسیدم و البته بعضی چیزها هم نه .

سعی میکنم نظراتم را یواش یواش آپ کنم .

یک اس ام اس

آقاي موسوي در جهنم:
من اين صحنه آرايي مشكوك را قبول ندارم. قيامت بايد دوباره تكرار شود

چرا به احمدی نژاد رای خواهم داد – 2

در پست قبلی یک سری از دلایل خودمو برای اینکه به احمدی نژاد رای خواهم داد لیست کردم . می خوام دلایل دیگرم رو بگم و احتمالا در پست بعدی انتقاداتم به احمدی نژاد رو هم خواهم گفت . فقط یه نکته اینه که این وبلاگ دو تا ادیتور داره . من و نادیا . مطالب در حمایت از احمدی نژاد توسط من نوشته شده و نادیا مجبور نیست به انتقادات از این مطلب جواب بده .
بریم سر بقیه دلایل من :

6- اولین رئیس جمهوری که در طی همه این سی سال از بزرگترین حق قانونی یک رئیس جمهور استفاده کرد احمدی نژاد بود . بر طبق قانون اساسی رئیس جمهور حق داره بعنوان بالاترین مرجع قانونی کشور اخطار قانون اساسی بده . احمدی نژاد اولین نفری بود که این کار رو کرد . کاری که هیچ کدوم از رئیس جمهور های قبلی یا نخواستن یا جرات استفاده ازش رو نداشتن . احمدی نژاد با اینکارش جایگاه رئیس جمهور ایران رو از یک جایگاه تصنعی که قدرتش به معاملات پشت پرده بسته است به یک جایگاه واقعی رسوند . یادتون هست در زمان خاتمی چقدر از خاتمی خواسته شد با استفاده از همین اختیار جلوی خیلی از بی قانونی ها ( مثلا بحث نیروی انتظامی و 18 تیر ) رو بگیره ؟ جواب خاتمی چی بود ؟ گفت صلاح نیست . به همین سادگی
7 – یکی از نکته های مهم در مورد سیاستهای خارجی احمدی نژاد بحث شرکت در کنفرانس کشورهای عربی خلیج بود . من با این قضیه خیلی مشکل پیدا کردم . حتی این توضیح که این کنفرانس سران عرب “خلیج ” بوده و نه کنفرانس سران “خلیج ع رب ی” هم مشکل داشتم . از دید من حتی خلیج هم غلطه . فقط خلیج فارس معنی داره . این مسئله مدتها آزارم می داد . تا اینکه توی دانشگاه با یک دانشجوی علوم سیاسی بحث کردم . نکته خیلی جالبی گفت . اون نکته این بود که به فاصله خیلی کمی از این کنفرانس ، دولت بوش کنفرانس بزرگی رو با نام کنفرانس آناپولیس برگزار کرد که اگرچه ظاهرا هدفش صلح اعراب و اسرائیل بود اما هدف اصلیش ایزوله کردن ایران و محاصره اون با کشورهای عرب همسایه بود . ( اینجا رو بخونید ) . آمریکا کلی جنجال راه انداخت که اعراب هم از ایران نگران هستند و باید هرچه سریعتر تکلیف ایران روشن بشه و کار یه سره بشه . احمدی نژاد با شرکت در کنفرانس سران عربی خلیج در عمل به این کنفرانس پاتک زد و به قولی مهره شطرنج رو بخوبی در برابر حرکت آمریکا به حرکت در آورد . جالب این بود که بعدا تک تک سران این کنفرانس رو به ایران دعوت کرد و زیر نقشه ایران و نام خلیج فارس باهاشون عکس گرفت . من هم اگر بودم در اون شرایط شاید همین کار رو می کردم .

8 – یکی از دیگر ایرادهای من emaratqatar

به سیاست خارجی احمدی نژاد مماشات بیش از حدش با وقاحت این نیمچه کشورهای عرب دور و بر خودمون بود . مشکل داشتم با این که ما با آمریکا گلاویز میشیم و میگیم زیر بار زور نمیریم اما از اون طرف به این بی وجودها باج میدیم و میزاریم هر جور میخوان گربه رقصونی کنن . توضیح خیلی قشنگی خوندم یه جایی . میگفت تاریخ نشون داده هروقت کشوری دو جبهه همزمان باز کرده حتما شکست خورده . نمونه های زیادی در تاریخ داریم . آلمان در جنگ جهانی ، ایران در دوره زندیه و … . این مطلب میگفت دلیل اینکه ایران فعلا با این جماعت کاری نداره اینه که فعلا در حال دست و پنجه نرم کردن با حریف قوی تر یعنی آمریکاس . مطمئن باشید با اون که کنار اومد نوبت این جماعت سفله است . نگرانی شیخک های جنوب خلیج فارس از بهبود روابط ایران و امریکا خیلی هم بیراه نیست و از این زاویه کاملا قابل درک هست . ( این نمونه ای از این نگرانی هاست )

ادامه دارد

چرا احمدی نژاد ؟!

چند روز پیش که میدیدم این تب سبز به فیس بوک هم رسیده و بعضی از سبزی ها طوری حرف میزنن که انگار ارابه خدای میر همه صفحات فیس بوک را درنوردیده یه جورایی تحریک شدم که من هم از نظر خودم و رایم در انتخابات حرف بزنم .
عکس العمل ها به اعلام نظرم در پروفایلم  درست مثل عکس العمل به یه آدمی میموند که توی یک شب شعر روحانی یهو از جاش بلند شده و بلند میپرسه آقا ببخشید دست به آب کجاست . چشم های از حدقه در اومده در دنیای مجازی انچنان به من زل زده بود که اگر یه جورایی ادم پررویی نبودم همونجا آب توبه به سر میریختم و بجای عکس پروفایلم عکس شیوید سبز میذاشتم .
یکی دوتا از رفقای سبز و قدیمی که ظاهرا پس از سالها متوجه شده بودند من چه موجود پست و کثیفی هستم ازم خواستند که دلایل خودمو از رای دادن به احمدی نژاد بگم . قول دادم اینکار رو بکنم و بعد از چند روز امشب نصفه شب اومدم توی مود تا دلایلم رو بنویسم .
من به دو دلیل به احمدی نژاد رای خواهم داد : اول بخاطر کارهای خودش ، دوم از لج موسوی . لازم نیست تو دلتون بگید عجب آدم بی منطقی که میخواد از لج یکی دیگه به احمدی نژاد رای بده . شرط می بندم خودتون همین الان براحتی میتونین اسم ده نفر رو بیارین که از لج احمدی نژاد به موسوی رای میدن . بگذریم بریم سر اصل مطلب :

به احمدی نژاد رای میدم چون :

1. توی همه این کاندیدا ها اولین نفری هست که تونست حلقه قدرت رو بشکنه و وارد راس هرم قدرت این مملکت بشه . نه مثل خاتمی وزیر ارشاد دولت میرحسین و هاشمی بوده و نه مثل محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت . تشخیص مصلحت هم که میدونین مال کیه . خود شما چند بار این انتقاد رو به این مملکت کردین که افراد رده بالا فقط داره جاهاشون عوض میشه و تنها مهره ها جابجا میشن ؟مگه شکستن این رسم نباید از یه جایی شروع میشد ؟ از دید من ریاست جمهوری احمدی نژاد همون جاست .
2. احمدی نژاد اولین آدمیه که بالاخره جرات کرد برنامه ای پیاده کنه که کم کم از سوبسید احمقانه بنزین خلاص بشیم . در دولت های قبلی هیچ کس جرات چنین کاری رو نداشت . کارتی کردن بنزین ، آزاد کردن بنزین مصرفی مازاد سهمیه و کم کم برداشتن سهمیه هیچ معنی نداشت جز یک خودکشی کامل . احمدی نژاد به این نتیجه رسید که این کار لازمه و همین کافی بود که جرات بخرج بده و اینکار رو بکنه . یکی از کمرشکن ترین هزینه های بیمورد بر دوش اقتصاد ما همین سوبسید بنزین بود .
3. کی از فساد و معامله های پنهانی و پول جابجا کردنهای کثیف توی بازار خبر نداره ؟ کسی هست که بتونه منکر بشه ؟ طرح مالیات بر ارزش افزوده که توسط احمدی نژاد ارائه شد چیزی نبود جز انداختن نور افکن به زوایای تاریک اقتصاد مریض و کثیف ایران. واکنش منفی شدید بازار و حتی دوستان احمدی نزاد در موئتلفه که نبض بازار رو در دست دارند دلیلی جز این داشت که احمدی نژاد زد به قلب فساد حاجی بازاری ها که کارشون شده بود دلالی و دست به دست کردن جنس بدون اینکه مجبور باشن به کسی جواب پس بدن ؟ میدونید مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای پیشرفته که سیستم اقتصادی سالمی دارند چقدر اهمیت داره ؟ همین قدر بدونید که مجازات قتل در انگلیس حداقل سه ساله اما مجازات تقلب در مالیات حداقل 7 ساله !!
4. احمدی نژاد اولین رئیس جمهور ایرانه که جرات کرد رسما برای رئیس جمهورهای آمریکا ( هم بوش و هم اوباما ) نامه بنویسه و تابوی ارتباط با امریکا رو بشکنه . میگن خاتمی هم میخواست ولی نذاشتن. بفرض صحت این ادعا هم میشه گفت در بهترین حالت میتونیم نتیجه بگیریم که خاتمی بی عرضه بود . اما احمدی نژاد بهرحال اینکار رو کرد .
5. قضیه ملوانهای انگلیسی رو که یادتونه . من خودم به اقتضای زندگی توی این کشور به چشم خودم دیدم که مثل مار به خودشون می پیچیدن ولی نمیتونستن کاری بکنن . کسی هست که با بازداشت ملوانهای انگلیسی که وارد ابهای ایران شده بودند مخالف باشه ؟ نکته ای که خیلی ها باهاش مشکل دارن اینه که مگه متجاوز نبودن چرا احمدی نژاد بهشون کت شلوار داد و بعد بدرقه شون کرد . ؟ دنیای سیاست یعنی اینکه همیشه دومین چیزی که به چشم میاد درسته نه اولین چیز . اون افرادی که با کت شلوار سوار هواپیمای بریتیش ایرویز شدن سربازهای زبده مارین نیروی دریایی امپراطوری بریتانیا بودن که خلع یونیفورم شدن و بعد با تحقیر از لطف رئیس جمهور ایران در برابر تلویزیون تشکر کردن و سوار هواپیما شدن و رفتن . اونا حتی به سفارت بریتانیا هم تحویل نشدن بلکه سوار هواپیما کردنشون و اخراج شدن . کسایی که اون کت شلوارهای اتو کشیده رو بهانه میکنن یا چیزی از اصول شرافت نظامی نمیدونن که یونیفورم و اسلحه سرباز رو ناموس اون میدونه یا نمیدونن که حتی جان بولتون نومحافظه کار هم صداش در اومد و گفت ایران بت امپراتوری بریتانیا رو تحقیر کرد و به پیروزی رسید . ایران اونها رو گرفت ، خلع لباس کرد ، خلع سلاح کرد ، و با بقول خود اینا یه سیرک تلویزیونی از انها یه مشت احمق ساخت که دارن از رئیس جمهور تشکر میکنن بعد سوار هواپیما کرد و فرستادشون خونه . کاری که برای اینا به قیمت یه وزیر کابینه و 13 ماه کابوس هم برای دولت بلر و هم برای دولت گوردون براون تموم شد . غرور گارد ویژه مارین نیروی دریایی بریتانیا ( که ازلحاظ زبدگی و معروفیت در حد دلتا فورس امریکاست ) با اون کت شلوارها و اون نمایش تلویزیونی لگد مال شد .

ahmadinejad_un_01

ادامه دارد

جامعه شناسی یک انتخابات

همه چیز از یه کنجکاوی شروع شد و یه شیطنت که در ادامه‌اش اومد. تو حدود یه هفته اخیر استیتوس‌های فیس بوکم در حمایت از احمدی‌نژاد بود. بعد از آخرین استیتوس که گفته بودم بعد از مناظره امشب من با افتخار از طرفداران ا.ن هستم سیل واکنش‌های عجیب و غریب دوستان به سمتم سرازیر شدو این البته غیر از واکنش‌های عجیب و غریبی بود که تو دنیای واقعی از این و اون دریافت کرده‌بودم.
نمی‌دونم واقعاً چه چیزی مردم رو اینجور مجاب می‌کنه که تو دلشون مطمئن میشن که تو ( بدون این که یک کلمه ازت بپرسن‌) طرفدار فلان کاندیدا هستی و وقتی خلافش رو ازت می‌شنون چنان کوبنده بهت هجوم میارن که دو تا شاخ رو کله‌ات سبز میشه.
من هرگز به کسی که ادعایی نداره ایرادی نمی‌گیرم. آدمیزاده و هر جور خطا و اشتباه و تعصبی ممکنه توش به وجود بیاد. ولی درست از نقطه‌ای که کسی ادعایی می‌کنه من می‌تونم هزار جور نقد بهش وارد کنم که چرا به ادعاش پایبند نمونده.
یه جوّی به وجود اومده که همه آدم حسابی‌ها و روشنفکرا و کتابخونا و تحصیلکرده‌ها به موسوی رأی میدن و «باید» به موسوی رأی بدن و هر چی آدم نفهم و عامی و بی‌شعوره به ا.ن. یعنی منی که طبق برداشت‌های اطرافیان تو اون گروه اول جا میشم ( که متأسفم برای خودم که از طرف رفقا اینجوری جا افتاده براشون !) باید به موسوی رأی بدم و حالا که نمی‌دم پس میتونم سیبل همه جور حرفی ( چه شوخی و چه جدی …. که البته معتقدم در عمق هر شوخی کوچیکی یه زمینه جدی وجود داره ) قرار بگیرم و انواع و اقسام انگ‌ها بهم بخوره.
مگه نه که این جماعت ادعای روشنفکری و دموکراسی می‌کنن ؟ چند تا انتقاد بهشون دارم.
این منصفانه‌است که فکر می‌کنین شما عقل کلّین و صلاح مملکت رو شما تشخیص میدین؟
بارها شنیدم که ا.ن رأیشو از در و دهات و روستاها میاره. مایی که روشنفکریم و حالیمونه و می‌فهمیم دنیا دست کیه باید هجوم بیاریم به سمت صندوق‌های رأی تا رأی مردم عامی تعیین‌کننده نباشه. آقای روشنفکر ! خانوم روشنفکر ! این مملکت ترکیب جمعیتیش همینه که هست. من عدد ندارم ولی شما فرض کن که ما تو ایران مثلاً هفتاد درصد روستایی داریم و سی درصد شهری. فرض می‌کنیم که اون هفتاد درصد رأیشون با سیب زمینی قابل خریدنه و مثلاً اینکه رییس جمهور براشون یه جاده تر و تمیز درست کرده براشون از هر چیزی مهم‌تره. برای شمای روشنفکر هم این مهمه که اگه سالی دو تا فیلم می‌سازی خیالت راحت باشه که جفتشون بدون دردسر مجوز می‌گیرن و ته دلت نلرزه از این که با پاسپورت ایرانی بری و بخوای ویزای شنگن بگیری. خب حالا منطقاً رییس جمهور باید باب دل تو باشه یا اون آدم روستایی ؟ رأی اکثریت یعنی همین دیگه. یعنی اینکه من یک رأی دارمَ‌ ، تو هم یک رأی و هر کدوممون حق داریم این یه رأی رو به هر کسی که میخوایم بدیم. بسیار زیاد دیدم کسانی رو که من رو برای اینکه دارم به ا.ن رأی میدم بازخواست می‌کنن. این کار رو هم تو قالب این حرف پر زرق و برق انجام میدن که میخوایم بدونیم دلایلت برای رأی دادن به ا.ن چیه !. اولاً که من دلیلی نمی‌بینم که برای هر کسی توضیح بدم که چرا دارم به ا.ن رأی میدم . کما اینکه من هیچ وقت از کسی نپرسیدم چرا به موسوی رأی میدی. ولی انگار این جماعت سبز چنان به خودشون و به درستی رأیشون مطمئن هستن که تاب اینو ندارن که ببینن کسی از این صراط مستقیم خارج شده و داره به انحراف کشیده میشه و اینه که به اصرار میخوان تو رو هم بکشونن تو صراط مستقیم خودشون !. ثانیاً بنده سی سالمه و طبق قانون همین مملکتی که همه داریم توش زندگی می‌کنیم و تابعش هستیم حق رأی دارم. و فکر می‌کنم این به این معنیه که من میتونم به هر دلیلی به هر کسی که دلم میخواد رأی بدم. حتی اگه این دلیل ، دلیل احمقانه‌ای مثل خوش اومدن از قیافه یکی از کاندیداها باشه. بنابراین حقی برای کسی قائل نیستم که بخواد منو به خاطر غلط بودن طرز تفکرم تخطئه کنه . اصولاً غلط بودن یه طرز تفکر و درست بودن یه طرز تفکر دیگه رو قبول ندارم و معتقدم ما فقط می‌تونیم بگیم که چند نوع طرز تفکر متفاوت داریم. به دوستم که به موسوی رأی میده به همون چشمی نگاه می‌کنم که تا دو روز پیش نگاه می‌کردم. تو این چند روز زیاد دیدم عوض شدن رفتارهای رفقا رو به خاطر اینکه فهمیدن دیدگاه پلیتیکال من با مال اونا متفاوته. انگ خیانت به مملکت خوردم . یعنی اونی که این انگ رو به من زده یه لحظه هم با خودش فکر نکرده که آخه من چه انگیزه‌ای می‌تونم برای خیانت به مملکتم داشته باشم؟؟ . مگه من اینجا زندگی نمی‌‌کنم ؟ مگه بد شدن اوضاع مملکت به منم فشار نمیاره ؟ پس چرا باید بخوام به مملکتم خیانت کنم ؟؟
زیاد دیدم افرادی رو که به صورت دیفالت فرض می‌کنن که ا.ن به خاطر رأی همون مردم عوام از دید اونا رأی میاره و بعد کمپین کردن با دوستان روشنفکرشون که این مردم عوام حالیشون نیست چیکار دارن می‌کنن ، اینا قدرت تجزیه و تحلیل ندارن، بیاین مایی که حالیمونه بریم و اینا رو از اشتباه در بیاریم‌! . آقای روشنفکر !‌خانوم روشنفکر ! اینه مردم‌سالاری ؟ سالاریت مردم یعنی سالاریت اون سی درصد ؟؟؟ . تویی که نمی‌تونی به معنای واژه‌ها پایبند بمونی لطفاً کلمات رو برای رسیدن به هدف خودت دستمالی نکن.
واکنش دوستان به تغییر موضع ناگهانی من از ا.ن به موسوی توی فیس بوک نمونه بارزی از سطحی‌نگری این جماعته. یه جوری برخورد کردن که انگار من تا حالا مسلکم مثلاً آدم‌کشی بوده و حالا آب توبه ریختم سرم و به راه راست هدایت شدم !. اولین فیدبکی که گرفتم این بود که یکی از دوستانم اومده و به من تبریک گفته !! . تبریک ؟؟؟؟ بابت چی واقعاً ؟ تبریک رو به کسی میگن که داره یه اشتباهی می‌کنه و بعد از اون اشتباه در میاد و به راه راست هدایت میشه. اگه از نظر شما رأی دادن به ا.ن عملی تا به این حد خبطه من واقعاً متأسفم. شعار زنده باد مخالف من هم همینو میگه ؟ زنده باد مخالف من ولی حالا ای مخالف جان اگه سرت به تنت نباشه هم بد نیستا !
تو اون موقع که هنوز این شیطنت فیس‌بوکی رو راه نینداخته بودم متهم شدم که به خاطر علاقه‌مندی به یه نفر رأیم هم شبیه اون آدمه و اون آدم منو منیپولیت کرده . این یکی از بدترین توهین‌هاییه که میتونه نسبت به یه آدم انجام بشه. یعنی من اونقدر شعور ندارم که از خودم رأی و عقیده داشته باشم و به خاطر کس دیگه‌ای دارم به ا.ن رأی میدم.
می‌دونین چیه ؟ آدمیزاد موجودیه که در بسیاری از موارد فرافکنی می‌کنه. به نظر من این فرافکنی رو این روزها به وفور و با شدّت و حدّت میشه دید.کسی که به من انگ می‌زنه که تحت تأثیر کس دیگه‌ای هستم بسیار محتمله که خودش همچین آدمی باشه. کسی که به دوست من که طرفدار ا.ن هست انگ استفاده از امکانات دولتی و پارتی ‌بازی رو میزنه به احتمال بسیار خودش آدمیه که از کاندیدای مورد نظرش انتظار داره که در صورت رییس جمهور شدن براش پارتی‌بازی کنه و از امکانات دولت براش رانت قائل بشه. کسی که به من انگ میزنه که رأی دادنم به ا.ن ناشی از اینه که میخوام متفاوت باشم به احتمال زیاد خودش آدمیه که برای متفاوت بودن سعی می‌کنه خلاف جریان آب شنا کنه ( گرچه معتقدم که رأی به ا.ن خلاف جریان آب شنا کردن نیست. جریان حداکثری وجود نداره که بخوایم بگیم رأی دادن به ا.ن خلاف جریان شنا کردنه. این فقط سر و صدای سبزهاست که سعی می‌کنن بگن در اکثریت هستن).
مطلب طولانی شد ولی یه چیز دیگه هم بگم و دیگه جمعش کنم. اون موقع که من بعد از یه هفته طرفداری سفت و سخت از ا.ن و سفت و سخت پای رأیم وایسادن یک شبه تغییر موضع دادم، چون این تغییر موضع در جهت افتادن به آغوش سبزها بود هیچ کس به صرافت نیفتاد ازم بپرسه دلیلم چیه. همه اومدن به تشویق و تبریک . کسی نپرسید این رأی که یک شبه از صندوق دشمن افتاده تو صندوق ما چرا اومده ؟. یهو شدم محبوب قلب‌هاولی حالا که شوخی بودن قضیه رو روشن کردم و دوباره گفتم که رأیم همچنان ا.ن هست باز انواع و اقسام حمله‌ها شروع شده.
آی آدما ! شما فقط دوست داشتین تصویر ذهنیتون از من خراب نشه، حتی به قیمت این که اون تصویر تصویر درستی نباشه. شما دوست دارین همه دوستاتون ، همه کسایی که باهاشون معاشرت می‌کنین همرنگ خودتون باشن. اگه تو جمع سبزتون یکی ا.ن باشه شوتش می‌کنین بیرون و اگه رأیش یک شبه عوض بشه یه آدم هرهری مذهب دمدمی مزاج محسوب نمیشه بلکه یه قهرمان به حساب میاد ! . شما دوست دارین همه جا سبز باشه ولی من دوست دارم رنگای مختلف ببینم. خسته‌کننده‌اس همه جا سبز بودن، قرمز بودن، هر رنگ منفردی بودن. من معتقدم جداً زنده باد مخالف من !

یک یادآوری مختصر

دیشب که مناظره احمدی نژاد و موسوی را میدیدم وقتی موسوی سیاست خارجی احمدی نژاد رو تخطئه کرد کنجکاو شدم که مصداقهای این ناکامی ها رو بشنوم . اما وقتی بحث روابط با عربستان رو پیش کشید راستش یه جورایی کم اوردم . اصلا فکر نمیکردم موسوی چنین مثال بی ربطی رو بزنه و روابط با کشوری مثل عربستان رو شاخص دیپلماسی ایران بدونه . ظاهرا این حرف که موسوی هنوز هم در عوالم 20 سال پیش سیر میکنه زیاد هم بی ربط نیست و داره هنوز هم دنیا رو با همون شاخص ها می سنجه .
فارغ از این نکته تعجب هم کردم که چطور موسوی چنین گافی رو داد و در چنین مناظره ای بحثی رو پیش کشید که یکی از بزرگترین نقطه ضعفهای دوران نخست وزیری خودشه . آیا واقعا یادش رفته که تنها قطع رابطه رسمی دو کشور در زمان ایشون اتفاق افتاد ؟

یادآوری : تقریبا بیست و سه سال پیش، در روز نهم مرداد 1366 شمسی برابر با ششم ذی‌حجه 1407 قمری، پلیس عربستان سعودی زائران ایرانی مراسم برائت از مشرکان را مورد ضرب و شتم قرار داد و آن‌ها را به گلوله بست.در پی خشونت پلیس عربستان در آن روز، بیش از 400 زائر عمدتا ایرانی کشته شده و پنج‌ هزار زائر زخمی از ایران و سایر کشورهای مسلمان به کشورهای‌شان بازگردانده شدند.حاضران چنین تعریف کردند که حملات ماموران پلیس سعودی با ریختن آب سرد و جوش بر روی زائران ایرانی شروع و با زدن باتوم بر سر و روی حجاج، شلیک گازهای خفه‌کننده و شلیک گلوله‌های مرگ‌بار پایان یافت. بیش از 30 زن ایرانی از آن تاریخ مفقود شدند و هیچگاه اثری از آنها یافت نشد . دولت ایران اگرچه به این کشتار واکنش نشان داد اما رسما هیچ اقدامی صورت نداد تا اینکه چند روز بعد از رویداد جمعه خونین مکه، عده‌ای از جمله چند دانشجو به سفارت عربستان در تهران حمله کرند که در پی آن عربستان روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کرد . دولت ایران هیچگاه فشاری برای یافتن مفقودان حادثه به دولت سعودی وارد نکرد

29da83s

به سبزها

یعنی جداً این سبزها نمی‌تونن بفهمن که کاری که می‌کنن اگه ۱۰ درصد تبلیغ باشه ۹۰ درصد ضدتبلیغه ؟چند روز پیش داشتم از میدون ونک رد می‌شدم و چند تا جوون سبز دیدم که پوستر گرفته بودن دستشون و داشتن با شور و هیجان برای آقای موسوی تبلیغ می‌کردن. یعنی یک حال بیخودی بهم دست داد که نگو. همینجور زیر لب داشتم غر می‌زدم که اینا دیگه کین. اگه حتا طرفدار موسوی هم بودم بعید نمی‌دونم دیدن این جوونا باعث میشد تمایلات سبزم کم بشه. قیافه‌های عجیب و مثلاً چه گوارایی پسرها بیشتر از اون که جذب کننده باشه دافعه داشت و دخترها هم مثلاً خواسته بودن خیلی فشن و امروزی جلوه کنن.
حالا فکر کنین این حس ها در منی که ۳۰ سالمه و یه جورایی هم نسل همین جوونا محسوب میشم ایجاد شد. منطقیه که نسل مامان و بابای من یا مامان بزرگ و بابابزرگم با دیدن اینها حس کنن که بابا طرفدارای آقای موسوی هم که یه مشت جوون سرد و گرم نچشیده هستن که اکثر مطالباتشون مربوط میشه به سر و وضع و طرز لباس پوشیدن و به همین دلیل از این سبزها به جای اینکه خوششون بیاد بدتر زده بشن.
آهای سبزها ! جداً با سر و وضع متفاوت ظاهر شدن بیشتر ضد تبلیغ نیست تا تبلیغ ؟؟

سرایت تب وطنی به روزنامه فرنگی

تب سوزان جو گیری ملت ما ظاهرا اینقدر داغ بوده که به هزاران کیلومتر دور تر از ایران هم سرایت کرده و خبرنگار بیگناه گاردین رو هم گیج کرده.

امشب یه مطلب خوندم به نقل از رابرت تیت خبرنگار گاردین که از فرط تعجب داشت شاخ روی سرم سبز میشد . تیت که همسرش  ایرانیه و 5 سال هم توی ایران زندگی کرده توی تله جوگیری اعتماد ملی ( ارگان کروبی) افتاده و یه جورایی سوتی داده که از گاردین خیلی بعیده .

یک تیکه از خبر گاردین  رو بخونید : آقای خورشیدی  (پدر داماد احمدی نژاد ) میگوید به جز دو وزیر در کابینه دولت نهم بقیه تحصیلات دانشگاهی ندارند و بقیه همگی دارای مدارک جعلی هستند (!!!!)  . وی همچنین برادر رئیس جمهور را نیز فردی که حتی لیاقت ندارد نام مسلمان و یا انسان نیز بر روی وی گذاشت خوانده است . احمد خورشیدی در این انتخابات به محسن رضایی رای خواهد داد و تاکید کرده به همه کاندیداها اعتماد دارد بجز اقای احمدی نژاد . وی از کمک خود به احمدی نژاد در پیروزی در دور اول ریاست جمهوری ابراز ندامت کرده و وی را یک رئیس جمهور درجه سه میداند

ظاهرا اقای تیت در فرستادن مطلبش از زور خوشحالی کشف حقیقتی ناب در مورد احمدی نژاد اشکال نگارشی هم داشته . حواسش نبوده که 3خط رو دوبار Copy/Paste  کرده . ( سه خط آخر و خط 8-10 از آخر ) . این سوتی از گاردین بعید بود

ورودی‌های پیشین »